عبد الحسين نوايى
132
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
گنجايش 1000 من بار داشت ، به طرف چهار جوى روانه شد و در 18 جمادى الثانيه به چهار جوى رسيد و در ظرف سه روز جسرى بر شط ساخته شد كه سپاهيان از آن گذشتند . روز نوزدهم ، نادر به نزديك بخارا رسيد و حاكم بخارا ابو الفيض خان را به حضور پذيرفت . رود جيحون سرحد ميان ازبكان و ايرانيان تعيين شد و نادر تاج بر سر ابو الفيض خان نهاد و دختر او را براى عليقلى خان برادرزادهء خود گرفت و دختر ديگرش را خود به زنى اختيار كرد و حكومت نواحى شمال سند را تا تبت به طهماسبقلى خان جلاير بخشيد . پس از اين وقايع ، نادر به سركوبى ايلبارس خان حاكم خوارزم شتافت . زيرا در هنگام توقف نادر در هند ، وى به سرحدات سرخس تاخته بود . ايلبارس خان پس از جنگى دليرانه دستگير و به امر نادر با 20 نفر از اعيان دولتش كشته شدند [ 24 شعبان 1153 / 5 نوامبر 1740 ] . آنگاه نادر به كلات و سپس به مشهد رفت و هداياى گرانبها به حرم حضرت رضا تقديم نمود ( آخر شوال ) . در اين اوقات ، سفير محمد شاه گوركانى رسيد و رسما از طرف محمد شاه واگذارى منضمات ايالت كابل و تته واقع در ساحل چپ رود سند را كه طبق قرارداد به محمد شاه تعلق داشت ، به نادر اعلام كرد و نادر نيز با فرستادن چند رأس اسب و چند خربزه تشكر نمود ! ! آنگاه هنگام سركوبى لگزيها رسيد ، چه آنان سر به شورش برداشته و برادر وى ابراهيم خان را كشته بودند . وى از راه قوچان و استرآباد و مازندران قصد داغستان نمود . در هنگام عبور از مازندران ، در 28 صفر 1154 ، مردى كه خود را در جنگل پنهان كرده بود با تفنگ قصد جان نادر كرد . به طورى كه دست راست نادر مجروح شد و شست چپ او قطع گرديد . ضارب را نتوانستند بيابند . ولى رضا قلى - ميرزا كه هنگام اقامت نادر در هند و پراكنده شدن شايعهء مرگ وى ، در سبزوار شاه طهماسب ثانى و فرزندان او عباس ميرزا و سليمان ميرزا را كشته و زن خود را نيز كه به قتل برادر اعتراض كرده بود به قتل رسانده و از مردم جريمهاى گران گرفته بود ، مورد سوءظن قرار گرفت . در آن هنگام نادر فرزند خود را در طهران گذاشت كه در